سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  05:26 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 07:19 ب.ظ
توسط: محمد

اگه به تاریخ صدر اسلام  یه نگاهی بندازیم، میبینیم اکثر تصمیم گیریها و رویدادهای مهم جامعه اسلامی در جایی به نام مسجد اتفاق می افتاد.و مرکز حکومت جامعه در مسجد بود و محل اجتماع مسلمونا و مرکز همدلی اونا اونجا بوده.

حالا اگه1400 و اندی سال بیایم جلوتر تو جامعه ی شیعه ی خودمون.

مفهوم مسجد تو ذهن اکثر مردم چیه؟

  - یه جا صرفا برا نماز خوندن.

- یه جا برا نماز خوندن که اکثر آدمایی هم که میان اونجا پیر و پاتالند..

- یه جایی که هر از چند گاهی هم توش مجلس ختم میگیرن...

.

.

.

فکر نمی کنم بیشتر از این چیزی تو ذهن مردم باشه .البته یه عده ی کمی مثل من هم شاید باشن که به واسطه ی محله ای که توش قرار دارن و چون مسجد اون محله خیلی فعاله و موقع نماز مسجد پر میشه از جوون ، ذهنیتشون از مسجد یه چیز دیگه باشه.

البته غالب مردم مسجد رو یه جایی مثل 3تا تعریف بالا میدونن.

 

افسوس میخورم که هرچی میگذره فکر سکولاری داره تو افکار بخش وسیعی از عامه مردم ما نهادینه میشه.

یعنی چی؟!!!

یعنی اینکه دین و نماز و مسجد یه چیز فردیه. هرکاری میخوای انجام بدی بده.حق مردم رو بخور،دروغ بگو،مسخره بکن،نگاه به نامحرم که هیچی اینکه اصلا گناه حساب نمیشه!....

حالا اگه خواستی سالی یه بار یا خوش بینانه چند ماه یه بار مسجد هم برو .شبای محرم هیئت هم برو.ولی اگه اونجا هم یاد خدا و اهل بیت افتادی برای اونجا بوده.اصلا خارج مسجد و هیئت و...یه عالم دیگست!!!

اگه بخوایم یه تقسیم بندی از افراد جامعه در قبال مسجد داشته باشیم،شاید اینطوری بشه تقسیم بندی کرد:

 1- آدمایی که خداشون تو جای جای زندگیشون حضور داره و با توجه به خدا زندگی میکنن و مسجد هم میرن.این دسته از افراد لحظه شماری میکنن تا موقع نماز تو مسجد حضور داشته باشن و از اینکه در مسجد باشن احساس لذت میکنن.

2- آدمایی که تو زندگی خدا رو فراموش میکنن یا تو رفتاراشون خدا رو در نظر نمیگیرن ولی موقع نماز بعضا مسجد هم میرن.

این دسته از افراد صرفا برای نماز خوندن میرن مسجد و برای چند دقیقه تو مسجدن و شاید بعضا یه توجهی هم به خدا داشته باشن. ولی به محض تموم شدن نماز و بیرون اومدن از مسجد، دوباره همون شیوه ی قبل رو پیش میگیرن.البته یه چیز جالب تو زندگی این افراد اینکه میزان مسجد رفتنشون با افزایش سنشون نسبت مستقیم داره!!!

3- آدمایی که تو زندگی پاشون به مسجد وا نمیشه و اصلا خدایی تو زندگیشون در کار نیست. مگر اینکه یکی از آشنایان یا از فامیلاشون به رحمت خدا بره ! و برای چند دقیقه بیان مسجد.تازه بعضیاشون هم ختم رو بجای مسجد تو تالار یا جای دیگه میگیرن!!!

این دسته که دیگه نیاز به توضیح دادن ندارن. بیگانه بیگانه با مسجدن...

 

حالا شاید فکر کنی چرا اینهمه دارم دردودل میکنم؟

چند وقت پیش یکی از آشناهامون داشت در مورد وضعیت مساجد آلمان صحبت میکرد.

میگفت تو برخی مساجد آلمان مسلمونا فروشگاه مواد غذایی و قهوه خونه یا کافی شاپ درست کردن.

این اتفاق خیلی ذهن منو به خودش مشغول کرد.

شاید خوب باشه حالا که ما داریم تو همه چی از غربی ها تقلید میکنیم ،تو این مسئله هم از مسلمونای غربی تبعیت کنیم.

چقدر خوب میشه ما هم تو مسجدامون:

 -  یه جا رو اختصاص بدیم به فروشگاه حالا از فروشگاه مواد غذایی گرفته تا پوشاک و فروشگاه لوازم التحریر.

- محلی رو تو مسجدا درست کنیم برا بازی بچه ها.

- اصلا کافی شاپ بزنیم .چه اشکالی داره؟!حروم که نیست!!!

و...

میدونید چه فایده هایی داره؟!

چندتا شو خودم فکر کردم:

 - مفهوم مسجد با عنوان جایی برای صرفا نماز خوندن یا برگزاری ختم تو ذهن مردم تغییر میکنه.

- مردم بیشتر به سمت مسجد کشیده میشن و بطبع ارتباطشون با خدا بیشتر میشه.

- با مسجد اومدن چند تا کار میتونن انجام بدن:اول اینکه نماز بخونن و دوم اینکه مایحتاج زندگیشون رو از همون مسجد تامین کنن و...

- باعث حضور بیشتر مردم تو مسجد میشه که این موضوع باعث میشه که افراد یه محله بیشتر با هم در ارتباط باشن و اگه این ارتباط تو یه جای روحانی و معنوی صورت بگیره باعث تحکیم بیشتر اون میشه.

- همدلی و محبت بین مردم.

- بچه ها به مسجد رفتن ترغیب میشن.

- فضای معنوی مسجد باعث میشه که خرید و فروشها و تعامل فروشنده و خریدار صادقانه باشه.

و ده ها فایده دیگه که میتونه مسجد رو تبدیل به یه مرکز مهم توی یه محله یا منطقه بکنه...

 

البته تمام این فعالیت ها باید به محوریت همون هویت اصلی مسجد یعنی خانه ی خدا بودن باشه.

اگه ما بخوایم رفتار پیامبر و اهل بیتش رو الگوی خودمون قرار بدیم،باید بیش از شکل رفتار و منش اونها به روح رفتاراشون توجه کنیم. اگه مسجد صدر اسلام جایی بود برای انجام تعاملات زندگی با محوریت خدا،مسجد ما هم باید اینگونه باشه یا لااقل به این سمت پیش بره.

که ابن رو مسلمونای آلمان زودتر از ما فهمیدن و بهش عمل کردن.

   


نظرات()   

نودودو 92

حرفهای من